عبد الله قطب بن محيى
448
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
نيست خواه نقل به آنجا ) افتد و خواه نه وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمانَكُمْ « 1 » هرچه براى خداى عزّ و جلّ كنند شخص به آن كردار برخوردار است ، آن كرده خواهد معطل باشد و خواهد مستعمل ، كه كردار معطل نيست و شما را سروكار با كردار خود است يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ « 2 » كردار شما از آن شماست كردهء شما داخل جهان است ، جهان را چيزهاى ضايع بسيار ، شما را با آن چه كار ؟ هفت عمارت مىشناسم كه در اين چند سال در طرف شيراز كردهاند ، يكى را نظريه نام است كه مىگويند سىهزار تنگه خرج آن شده و باير و فاير و ضايع و معطل افتاده و همچنين آن ديگرها ، ايشان در راه هوا ساختهاند ، حاليا خود شما در راه خدا ساختهايد . اى اخوان ! امير معز الدين طاهر ارشد شما بود ، در پى دنيا رفت و كارى بكرد كه مفضى شد به آنكه همه كاروبار او در هم شد و مضطر شد به مفارقت اوطان و اخوان و ارتكاب كربت غربت « الى آخر امره » اگر يكى از شما در پى آخرت رود و اين مفضى شود به آنكه چيزى از مال او تباه شود ، چه غصه واقع است ؟ عشق ويران شدن و خانهبرانداختن است * ميل خوبان مكن ار خانهبرانداز نهاى « قال النّبى صلّى اللّه عليه و آله من احبّنى منكم فليعدّ للفقر تجفافا » اى اخوان ! من نمىدانم كه اگر اين عمارت كه شما ( پيش ) گرفتهايد تمام شود ، به همان نوع كه شما تصوّر كردهايد امر منتظم خواهد شد يا نخواهد شد ؟ وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ « 3 » رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله به فرمان خداى عزّ و جلّ
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه 143 « و خدا بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند » . ( 2 ) . سوره انشقاق ، آيه 6 « اى انسان حقا كه تو به سوى پروردگار خود به سختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى كرد » . ( 3 ) . سوره لقمان ، آيه 34 « و كسى نمىداند فردا چه به دست مىآورد و كسى نمىداند در كدامين سرزمين مىميرد » .